سال هشتم شماره 18 شهریور ماه 1388 (ماه مبارک رمضان 1430) 1388

 

 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (بقره/183)

ای افرادی که ایمان آورده اید ! روزه بر شما نوشته شده ، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید.

 

خداوند منان را شکر بیشمار که توفیق درک ماه مبارک رمضان دیگری را عطا نموده وفرصت دیگری رخصت فرموده تا شاید وباید نفوس خود را در این ضیافت الهی تزکیه وتعلیم دهیم و ان شاء الله با جانی پاک ، قلبی سلیم ، جسمی سالم و تقدیری در خور یک محب اهل بیت علیهم السلام شب های قدر را به صبح برسانیم .

رمضاه ماه خدا است ، ماه ضیافت الهی است ، چه زیبا وبجاست که قدر این ضیافت وصاحب ضیافت و ارزش این سفره قدسی را دریابیم .

ماه نزول قرآن کریم ، ماه رحمت واسعه الهی ، ماه دربند شدن شیاطین و ماه شب های قدر.

رمضان گاه آتشی است ، گاه توبه وانابه است.

رمضان بار عامی است که فرشتگان ندا می دهند که ای کسانی که در حق خود در گناه اسراف کرده اید به سوی آن رحمن ورحیم متعال بازگردید. باز آ !  هر آنچه هستی باز آ !

رمضان ماه گدازش است . رمضان بوته سوختن ، ذوب شدن ، صاف شدن و ناب شدن است. ماهی است که پلیدی ها و پلشتی های انسان بسوزد وآماده تشرف به شب های مبارک قدر گردد. رمضان ماه باور است .

باور کنیم که قرآن کتاب لا ریب فیه است

باور کنیم که مقدر است انسان جایی دیگر رقم می خورد.

باور کنیم که تمام سکنات وحرکات ما در معرض ومحضر الهی است .

باور کنیم که ولایت حقه واسطه فیض عالم شهود وغیب است.

رمضان ماه عشق ، شهادت ، فوز و رستگاری است .

ماهی که در آن مولا علی امیر المؤمنین (ع) و وصی رسول رب العالمین به آرزوی دیرینه خود می رسد.

ابو ترابی که تراب مقدمش سرمه چشم عارفان واصل ، زاهدان عامل وشب زنده داران شیر افکن، همو که نامش لرزه بر پشت ابطال عرب وعجم ، همو که در برابر طفل یتیم بر خود می لزرد ومی گرید، همه که جامع الاضداد ، همو که لا فتی الا علی لا سیف الا ذو الفقار ، همو که ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین و همو که فرمود دنیای شما برای من به اندازه عفطة نمی ارزد ، مگر اینکه حق مظلومی را از ظالم بستانم .

آری ، رمضان ماهی است که آن یعسوب الدین و آن هارون محمدی عمری را برایش صبر ولحظه شماری می کرد تا کی شود که در محراب عشق ودر سجده صلاة علوی با فرقی شکافته از شمشیر اشقی الناس به لقاء الله رسد.

واما ، ما را از این ماه بهتر و برتر از هزار ماه آیا نصیبی وحظی خواهد آمد ؟ !!

ما را چه شده است که بهاران عمر ما خزان می گردد وعبرتی نیست ما را ؟ 11 

ما را چه شده است که قدرهای پی در پی ، تقدیر می گردد و ما غافل از این تقدیریم ؟ !!

ما را چه شده است که این همه حجت های بالغه و آیات باهره وباز پرده های غفلت ما سترگ تر وافزون تر ؟ !!

نظر به نص صریح آیه شریفه سوره  اعراف وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ (179)

انها دلها [عقلها]یی دارند که با آن (اندیشه نمی کنند، و) نمی فهمند ؛ و چشمهانی که با آن نمی بینند ؛ و گوشهایی که با آن نمی شنوند ؛ آنها همچون چهار پایانند ؛ بلکه گمراه تر ! اینان همان غافلانند ( چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت ، باز هم گمراهند).

وبا توجه به کلام نورانی معصوم : حب الدنیا رأس کل خطیئه (حب دنیا سر آغاز تمام خطاهاست).

تو گویی که به فراخور سن وموقعیت وجنسیت هر کدام از ما به گونه ای در تارهای به هم تنیده مرئی ونا مرئی دنیا گرفتار آمده و هر روز در این پیله بسان کرمی به خود می لولیم تا که روزی بانگی بر آید که خواجه مرد !!!  و چه خواب سنگینی را که ( الناس نیام إذا ماتوا انتبهوا ) !!!

ماه رمضان خورشیدی هدایت گر و شیطان سوز است که می تواند نفس های خمود وجان های خسته از گناه وجسم های فربه از حرام وشبهه را به کوره صیام وعبادت بگدازد وخالص گرداند .

باشد که این جانهای تعهد سپرده به پیمان ألست [1]و این فطرتهای پاک آفریده را بار دیگر به مسیر عشق الهی رهنمون سازیم . در پایان خداوند ستار العیوب ، غافر الذنوب ، رازق الطفل الصغیر وراحم الشیخ الکبیر را به جان پاک صاحب العصر والزمان ، امام منتظر ، یوسف زهرا قسم می دهیم که جانهای ما را لایق ترنّم این شعر قرار دهد، مگر نه اینکه فرموده اند ( هل الدین إلا الحب )

قَلْبی إلَیْکَ من الشّوْقِ مُحْتَرِقُ                        وَ دَمْعُ عَیْنی مِنَ الآماقِ مُنْدَفِقُ
الشَّوْقُ یُحْرِقُنی و الدَّمْعُ یُغْرِقُنی
                      فَهَلْ رَأَیْتَ غَریقاً وَهُوَ مُحْتَرِقُ 

 



[1] وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ (اعراف/172)

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ توسط پیـوند آل محمد (ص) | نظرات()