سیزدهم رجب الاصب سالروز میلاد پر برکت مولا الموحدین ، یعسوب الدین ، قائد الغر المحجلین ، أبو الحسن والحسین ، أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام را به همه عاشقان ولایت وامامت تبریک وتهنیت می گوییم

  

 

اس ام اس ویژه تولد امام علی علیه السلام / روز پدر --| www.IRANMOB.net | بزرگترین سایت تخصصی موبایل.ایران موب دات نت

 

وهمچنین روز پدر را به همه پدران تبریک

 

می گوییم

 

پدر جان روزت مبارک

 امیر المؤمنین امام على بن ابى طالب علیه السلام در یک نگاه

وى امیرمؤمنان سرور اوصیاء و به فرمان خدا و تصریح پیامبراکرم صلى الله علیه وآله وسلم نخستین جانشین رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است. قرآن کریم به صراحت ازعصمت و پیراستگى آن بزرگ مرد از پلیدى ها سخن گفته است.

نبىّ اکرم صلى الله علیه وآله وسلم به اتفاق او و همسر و فرزندانش با مسیحیان نجران مباهله آرد و آن حضرت را از آن دسته از نزدیکان خود تلقّى نمود که دوستى و محبت آنان واجب به شمار مى آید و مکرّر تصریح کرد که آنان همسنگ قرآن مجیدند و آسانید که به آنان متمسّک شوند اهل نجات و آنان که از فرمانشان روبرتابند ، در ورطه هلاکت اند.

امام علیه السلام از کودکى در دامان رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم پرورش یافت و از سرچشمه زلال هدایتش، بهره مند گردید. او شاگردى وفادار و برادرى پاک سرشت براى رسول خدا صلى الله علیه وآله وسل  و نخستین ایمان آورنده به رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم بود و با وى نماز گزارد، صادقانه تر از همه در راه پروردگار خویش فدا کارى کرد و در مسیر پیشبرد رسالتِ پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم در دشوارترین لحظاتِ درگیرى و کشمکشِ با جاهلیّت سرکش، در هرشکلش در دو برهه مکى و مدنى و در زمان حیات رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم پس از رحلت آن بزرگوار، از خود جانفشانى نشان داد و فانى در مکتب و رسالت و ارزش هاى آن گردید و به معناى تمام کلمه تجسّم حق بود بى آنکه ذرّه اى از آن پا فراتر نهاده و یا سرِمویى از مسیرِ آن خارج شده باشد.

ضِرار بن ضمره آِنانى در مجلس معاویه به گونه اى به بیان ویژگى هاى امام على علیه السلام پرداخت که معاویه و حاضران را به گریه واداشت و معاویه براى آنحضرت طلب رحمت کرد ، ضرار اظهار داشت:

به خدا سوگند! على مردى بسیار دور اندیش و فوق العاده نیرومند، گفتارش جدا کننده حق از باطل و حُکمش عین دادگرى بود، علم و دانش از پیرامونش مى جوشید و حکمتِ برین با زبانِ او سخن مى گفت از دنیا و زرق و برق آن متنفّر و با تاریکى و وحشت شب مأنوس بود، از بیم خدا اشکِ فراوان مى ریخت و عمیق مى اندیشید، دست هایش را حرآت داده و زیر و رو مى آرد و خویشتن را مخاطب قرار مى داد، دوست داشت لباس آم بها بپوشد و غذاى خشن تناول آند، او میان ما نظیر خودِ ما بود، هروقت نزدش شرفیاب مى شدیم ما را به خود نزدیک مى ساخت و هر زمان از آن حضرت پرسشى داشتیم به ما پاسخ مى داد و هر گاه او را دعوت مى آردیم نزدمان مى آمد و هرگاه مى خواستیم از او آسب خبرى بنماییم، ما را در جریانِ امر قرار مى داد.

به خدا سوگند! با این آه به ما نزدیک بود از سخن گفتن با او هیبت مى بردیم و هرگاه تبسّم مى کرد دندان هایش چونان مروارید به نخ کشید شده، پدیدار مى گشت، دینداران را احترام مى گذاشت وتهیدستان را به خود نزدیک مى ساخت، زورمندان در حکومتِ وى امیدِ رسیدنِ به مقصد باطلى را نداشتند، و افراد ضعیف از عدل و دادش مأیوس نمى گشتند. ١

 


 سیزدهم رجب الاصب سالروز میلاد پر برکت مولا الموحدین ، یعسوب الدین ، قائد الغر المحجلین ، أبو الحسن والحسین ، أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام را به همه عاشقان ولایت وامامت تبریک وتهنیت می گوییم

  

 

اس ام اس ویژه تولد امام علی علیه السلام / روز پدر --| www.IRANMOB.net | بزرگترین سایت تخصصی موبایل.ایران موب دات نت

 

وهمچنین روز پدر را به همه پدران تبریک

 

می گوییم

 

پدر جان روزت مبارک

امیر المؤمنین امام على بن ابى طالب علیه السلام در یک نگاه

وى امیرمؤمنان سرور اوصیاء و به فرمان خدا و تصریح پیامبراکرم صلى الله علیه وآله وسلم نخستین جانشین رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است. قرآن کریم به صراحت ازعصمت و پیراستگى آن بزرگ مرد از پلیدى ها سخن گفته است.

نبىّ اکرم صلى الله علیه وآله وسلم به اتفاق او و همسر و فرزندانش با مسیحیان نجران مباهله آرد و آن حضرت را از آن دسته از نزدیکان خود تلقّى نمود که دوستى و محبت آنان واجب به شمار مى آید و مکرّر تصریح کرد که آنان همسنگ قرآن مجیدند و آسانید که به آنان متمسّک شوند اهل نجات و آنان که از فرمانشان روبرتابند ، در ورطه هلاکت اند.

امام علیه السلام از کودکى در دامان رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم پرورش یافت و از سرچشمه زلال هدایتش، بهره مند گردید. او شاگردى وفادار و برادرى پاک سرشت براى رسول خدا صلى الله علیه وآله وسل  و نخستین ایمان آورنده به رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم بود و با وى نماز گزارد، صادقانه تر از همه در راه پروردگار خویش فدا کارى کرد و در مسیر پیشبرد رسالتِ پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم در دشوارترین لحظاتِ درگیرى و کشمکشِ با جاهلیّت سرکش، در هرشکلش در دو برهه مکى و مدنى و در زمان حیات رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم پس از رحلت آن بزرگوار، از خود جانفشانى نشان داد و فانى در مکتب و رسالت و ارزش هاى آن گردید و به معناى تمام کلمه تجسّم حق بود بى آنکه ذرّه اى از آن پا فراتر نهاده و یا سرِمویى از مسیرِ آن خارج شده باشد.

ضِرار بن ضمره آِنانى در مجلس معاویه به گونه اى به بیان ویژگى هاى امام على علیه السلام پرداخت که معاویه و حاضران را به گریه واداشت و معاویه براى آنحضرت طلب رحمت کرد ، ضرار اظهار داشت:

به خدا سوگند! على مردى بسیار دور اندیش و فوق العاده نیرومند، گفتارش جدا کننده حق از باطل و حُکمش عین دادگرى بود، علم و دانش از پیرامونش مى جوشید و حکمتِ برین با زبانِ او سخن مى گفت از دنیا و زرق و برق آن متنفّر و با تاریکى و وحشت شب مأنوس بود، از بیم خدا اشکِ فراوان مى ریخت و عمیق مى اندیشید، دست هایش را حرآت داده و زیر و رو مى آرد و خویشتن را مخاطب قرار مى داد، دوست داشت لباس آم بها بپوشد و غذاى خشن تناول آند، او میان ما نظیر خودِ ما بود، هروقت نزدش شرفیاب مى شدیم ما را به خود نزدیک مى ساخت و هر زمان از آن حضرت پرسشى داشتیم به ما پاسخ مى داد و هر گاه او را دعوت مى آردیم نزدمان مى آمد و هرگاه مى خواستیم از او آسب خبرى بنماییم، ما را در جریانِ امر قرار مى داد.

به خدا سوگند! با این آه به ما نزدیک بود از سخن گفتن با او هیبت مى بردیم و هرگاه تبسّم مى کرد دندان هایش چونان مروارید به نخ کشید شده، پدیدار مى گشت، دینداران را احترام مى گذاشت وتهیدستان را به خود نزدیک مى ساخت، زورمندان در حکومتِ وى امیدِ رسیدنِ به مقصد باطلى را نداشتند، و افراد ضعیف از عدل و دادش مأیوس نمى گشتند. ١

امام علیه السلام از آغاز رسالت نبىّ اکرم صلى الله علیه وآله وسلم از آن بزرگوار حمایت و پشتیبانى کرد و در آنار او به چنان جهاد بى نظیرى دست زد که اسلام از ظلمت وتاریکى شِرک، پدیدار و چهره واقعى حق نمایان گشت، زمامدار دین لب به سخن گشود وعربده هاى شیاطین به خاموشى گرایید و سپس دچار گرگ صفتان عرب و سرکشانِ اهل آتاب گشت ٢

پس از آن آه پیامبر والامقام اسلام در مدتى آوتاه گام هاى شگفت آورى در مسیر تغییر نظام جاهلى برداشت. اسلام، براى دست یابى به اهداف بزرگش، مسیرى دشوار وطولانى درپیش داشت و نیازمند برنامه ریزى آامل و رهبرى هوشمندانه اى بود که در ایمان و کمال و اخلاص و هوشمندى و تدبیر، کمتر از شخصیّت رسول اکرم نباشد وطبیعى بود این آخرین رسالت که خلاصه رسالت هاى همه پیامبران و وارث زحمات وتلاش هاى پیگیر آنان طىّ تاریخ به شمار مى آمد، براى آینده خود برنامه ریزى کند... بدین گونه خاتم پیامبران صلى الله علیه وآله وسلم  به فرمان خداى سبحان به گزینش شخصى پرداخت که صفات برجسته اش وى را نامزد استمرار و ادامه این رسالت ساخته بود تا در راستاى به ثمر نشستن اهداف آن ایثار و از خودگذشتگى نشان دهد و از همه زشتى ها و رسوبات جاهلى مُبرّا و از جنبه آگاهى و ایمان و اخلاص و جانفشانى در راه خدا به برجسته ترین درجات شایستگى آراسته باشد.

على بن ابى طالب علیه السلام جایگزینى بود که رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم وى را به گونه اى ویژه درخورِ پذیرش مسئولیّت این رسالت تربیت آرد، تا مرجعیّت فکرى و سیاسى پس
از خود
را به وى واگذارنماید و با همکارى پایگاه مردمى از مهاجر وانصارى بصیر و آگاه که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم برایش مهیّا ساخته بود دست به تغییر و تحولى پیشگامانه زده و آن را در بلند مدت، استمرار بخشد.

ولى جاهلیّتى آه در ژرفاى وجود آن جامعه و نظام، ریشه داشت، در بدر و حُنین وتنها طى یک دهه از جنگ و نبرد، به آلى از میان نرفته بود و طبیعى به نظر مى رسید بار دیگر در پوششِ اسلام پدیدار شود تا بتواند هر چند پس از ده ها سال مجدداً در عرصه اجتماع آشکار گردد و از سویى نیز طبیعى بود آه مستقیم یا غیر مستقیم به گونه اى نهانى در مراآز مربوط به رهبرى نفوذ آند... به همین دلیل بازگشت به آداب و رسوم جاهلیّت، از راه گرد آمدن پیرامون رهبر قانونى جامعه نو پاى اسلامى آه از هر سو در احاطه خطرات بود و مراآز اصلى آن آگاهى و پختگى لازم را به دست نیاورده بودند، امرى احتمالى بلکه براى هر پیشوا و رهبرى آه از اندک آگاهى سیاسى واجتماعى برخوردار بود، مسأله اى دور از انتظار تلقى نمى شد تا چه رسد به شخصیّت رسول اکرم خاتم پیامبران صلى الله علیه وآله وسلم  اگر رسالت اسلامى تغییر و تبدیل واقعیّت اجتماعى جاهلى را به عنوان یک هدف دنبال مى آرد ناگزیر بود همه أشکال و رسوبات این واقعیّت را ملاحظه و براى تغییر وتحوّلى گسترده در کوتاه مدت یا بلند مدت با هم، به برنامه ریزى بپردازد... و همینگونه عمل شد. رسالت، خط مشى طبیعى اى ترسیم نمود آه ازنقطه نظر قانونى براى روندِ حرآت پیشگامانه اسلامى لازم بود، چرا که امّت را از جنبه فکرى و سیاسى به پیشوایانى که از هر پلیدى جاهلى پیراسته بودند، ارجاع داد، این امر آن گاه عملى گردید که رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم ) على (علیه السلام)  را در غدیر خُمّ به عنوان امیرمؤمنان منصوب و با گرفتنِ بیعت از عموم مسلمانان براى او، پایه هاى حاآمیّت آن حضرت را تحکیم بخشید.

این برنامه ریزى پیشگامانه، با واقعیّتى که دور از انتظار پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم نبود، مواجه شد و با جریان ویرانگرى روبرو گردید آه به درک و آگاهى امتّى که پایگاه مهمّ حمایت از همین رهبرى حکیمانه را تشکیل مى داد، بر مى گشت به گونه اى که توده مسلمانان از درک توطئه پشت پرده جاهلیّت، بر ضدّ آن ها و انقلاب اسلامى نوپا غافل بودند چرا که موضوع، مسأله تغییر شخصِ یک رهبر به رهبرى دیگر نبود، بلکه ماجرا، تغییر و تبدیل خط اسلام محمدى و انقلابى، به خط جاهلى، در پوشش اسلام بود. بدین ترتیب، سقیفه وقتى عرصه را از وجود مقدس پیامبر تهى دید، برنامه ریزى هاى پیشگامانه رهبر بزرگ اسلام را قبل از به آمال رسیدن، به سقوط آشاند وپیشگویى قرآن عظیم تحقق یافت، که فرمود:

وَمَا مُحمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ  3  

محمد، فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگرى نیز بودند، آیا اگراو بمیرد و یا کشته شود، شما به آیین پیشینیان خود باز مى گردید؟.

پیامبراکرم صلى الله علیه وآله وسلم على علیه السلام را امینِ رسالت و امّت و دولتِ خویش قرار داد و همان گونه آه وى را به تربیتِ امّت جوان و حراست از دولتى آه پایه وارکان آن هنوز تحکیم نیافته بود، گمارد به مراقبت از رسالت و دین نیز موظّف ساخت.

امام علیه السلام کوشید با محکوم ساختن سقیفه و آثار و نتایج آن و با خوددارى از بیعت و ایستادگى در برابر آن توطئه، امور را به جایگاه اصلى خود باز گرداند ولى این تلاش سودى نبخشید امام باید یکى از این دو انتخاب مى آرد: فرو پاشى دولت از جنبه سیاسى و بین المللى و حفظ و مراقبت آن با وجود زمامدارانى نالایق .

امام على بن ابى طالب(علیه السلام) در این راستا موضعى اصولى اتخاذ آرد آه تاریخ آن را به نام وى ثبت آرده است آن جا آه فرمود:

فأمسکتُ یدی حیث رأیتُ راجعةَ الناس قد رَجَعت عن الإسلام، یدعون الى مُحْقِ دین  »محمد صلى الله علیه وآله وسلم فخشیتُ إن لم أنصُر الإسلام وأهلَه، أن أرى فیه ثلماً او هَدماً تکون المصیبةُ به عَلََّى أعظم من فوت ولایتکم الّتی إنّما هی متاعُ أیّام قلائل یزول منها ما کان کما یَزول السراب أو کما یتقشّعُ السحاب 4

دست روى دست گذاردم تا این آه با چشم خود دیدم گروهى از اسلام باز گشته و قصد دارند دین وآیین محمد صلى الله علیه وآله وسلم را نابود سازند، در چنینى موقعیتى بیم آن داشتم اگر اسلام وأهلش را یارى نکنم باید شاهد نابودى وتفرقه در اسلام باشم آه مصیبت آن برایم بمراتب از رها ساختن خلافت و حکومتِ بر شما بزرگتر بود زیرا بهره زود گذر زندگى مانند سراب و یا به سان ابرهاى از هم پاشیده، زایل شده و به پایان مى رسد.

موضع گیرى هاى این پیشواى دلیر و والاهمت در بیست و پنج سال رنج و نگرانى که  به تعبیر خود  جام صبر و شکیبایىِ تلخ تر از حنظل را نوشید، در امورى چون حفظ و حراست از وحدت و یکپارچگى امّت اسلامى و جلوگیرى از شکستِ دولتِ نوپاى نَبَوى، هر چند با گذشت موّقت از حق خود، و ارائه راهکارهاى صحیح به خلفا و پند دادن آنان خلاصه شد.

افزون بر توجه امام علیه السلام به گرد آورى قرآن و تفسیر آن و آشنا نمودن و آگاه ساختن مردم بر معانى و حقایق آتاب الهى و پرده برداشتن از حقیقتِ توطئه اى که گروه هایى از مردم در برابر آن سر تسلیم فرود آورده بودند، از اشتباهات فرمانروایان در راستاى درک و فهم و اجراى احکام دین اسلام جلوگیرى آرد و به تشکیل جمعیّتى نیک اندیش و شایسته پرداخت آه ضمن اعتقاد به برنامه ریزى پیشگامانه نَبَوى و رهبرى اسلامى، بر گسترش و تبلیغ آن مراقبت نماید و در مسیر پیاده آردن و اجراى آن، از خود گذشتگى نشان دهند.

امام علیه السلام پس از دو دهه و نیم صبر و بردبارى و رنج و پس از آشکار شدن حقایق پشت پرده، توانست به ثمره تلاش هاى خود دست یابد و براى دو نسل صدر اسلام و تابعان به خوبى روشن شد آه على علیه السلام براى خلافت شایسته تر از دیگران بوده آه با وجود شرایط و اوضاع پیچیده و دل پریشانى ها و افزایش زاویه انحراف از راه راست، قادر است به اصلاح امور بپردازد چنان آه خود فرمود:

وَاللهِ ما کانت لی فی الخلافة رغبةٌ ولا فی الولایة إربةٌ، ولکنّکم دعوتمونی إلیها وحملتمونی علیها 5

به خدا سوگند! من تمایل به خلافت نداشتم و به ولایت و زمامدارى شما علاقه اى نشان نمى دادم، ولى شما مرا بدان دعوت و آن را بر من تحمیل نمودید.

امام علی (علیه السلام) با اعلان سیاست خویش، فرمود:

واعلموا أنّی إن أجبتُکم رآبتُ بکم ما أعلم ولم أصغ إلى قول القائل وعَتب العاتب 6

به هوش باشید: اگر دعوت شما را بپذیرم، طبق آن چه خود مى دانم با شما رفتار خواهم آرد و به سخن این و آن و سرزنش سرزنش آنندگان گوش نمى سپارم.

و نیز فرمود:

اللّهمّ اِنَّکَ تَعلم أنّه لم یکن الّذی کان منّا منافسة فی سلطان ولا التماس شیء من فضول الحطام، ولکن لنردّ المعالم من دینک ونظهر الاصلاح فی بلادک، فیأمن المظلومون من عبادک، وتقام المعطّلة من حدودک

خدایا! تو خود مى دانى آن چه ما انجام دادیم نه براى این بود آه جاه و قدرتى به دست آوریم و نه براى این آه از آالاى پَست دنیوى چیزى تهیه آنیم، بلکه بدین جهت بود آه احکام فراموش شده دین و آیین تو را باز گردانیم و صلح و آرامش را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستمدیده ات در ایمنى قرار گیرند و حدود تعطیل شده ات دیگر بار عملى و اجرا گردد.  7 

امام علیه السلام با زحمت زیاد سعى نمود تا از راهى بى دغدغه و هموار، عدالت اجتماعى و سیاسى را میان مردم پدید آوَرَد و با حفظِ وحدت و یکپارچگى امّت همراه با تلاش در مسیر تربیت وآموزش واداى حقوق کامل آنان، امنیّت و آزادى و رفاه وآرامش را حاکمیت بخشد.

حضرت، گردانندگان دستگاه فاسد ادارى را بر آنار و فرمانروایان و کارگزاران لایق و آار آمد و انسان هاى کاردان را جایگزین آن ها ساخت و آنان را دقیقاً زیر نظر داشت به گونه اى که فرصت طلبان آزمند را از حیطه مسئولیت، دور ساخت و صراحت وحق وصداقت را در تمامى زمینه ها به آار گرفت، به نیرنگ و فریب متوسل نشد ودر همان راه و برهمان شیوه برادر و پسر عمویش رسول اآرم صلى الله علیه وآله وسلم  گام برداشت.

بدین ترتیب، فعّالیتِ نیروهاى آزمند و فرصت طلبى آه پایگاه هاى سیاسى واجتماعى و اقتصادى خود را از دست داده بودند بر ضدّ امام(علیه السلام)آغاز گردید وعناصرى آه تا دیروز به شکلى در کشتن عثمان و تحریک مردم بر ضدّ او شرکت داشتند، با یکدیگر همدست شده و با سر دادنِ شعار خونخواهى عثمان، سیاستِ حکیمانه و بى آلایش حضرت را به باد انتقاد گرفتند و در این راستا، گروهى از هوادارانش پیمان شکستند و گروهى از دین بیرون رفتند و جمعى از اطاعت حق سر بر تافتند و اآنون این امام علیه السلام بود آه پس از مبارزه اى مرارتبار، در شبِ قدرِ سالِ چهل هجرت نَبَوى در محراب عبادتش در مسجد آوفه به شهادت رسید و محاسن وى به خون مبارکش رنگین شد و با پایدارى در راه اجراى ارزش هاى بى مانند اسلام و استقامت در مسیر حقِ آشکار و جهاد و مبارزه در طریق تحکیم پایه ها و ارآان دین،با شهادت خود، به رستگارى دست یافت آه مى توان آن را خروش ارزش هاى الهى بر ضدّ ارزش هاى جاهلى در کلّیه ابعاد آن به شمار آورد.

اى امیرمؤمنان!اى پیشواى نکو سیرتان، درود بر تو در آن روز آه دیده به جهان گشودى و روزى آه در دامان رسالت پرورش یافتى و آن روز آه در جهتِ به اهتزاز درآمدنِ پرچم اسلام، جهاد و مبارزه نمودى و روزى آه صبر و بردبارى پیشه آردى وآن روز آه با تو دست بیعت دادند و تو را به حکمیّت آشاندند و روزى آه پرده از چنگ و دندانِ جاهلیّتى فرو افکندى آه خود را با شعار اسلام نهان آرده بود و آن روز آه به فیض شهادت نایل گشتى و با خون پاک خود درخت سر برافراشته اسلام را آبیارى نمودى و روزى آه برانگیخته مى شوى و نشان رستگارى را در بهشت برین با خود همراه دارى.

-----------------------------------------------------------------------

١- استیعاب ٣ / ۴۴، چاپ دار احیاء التراث العربى بیروت     .

٢- بخشى از خطبه معروف حضرت زهرا (س) که اندکى پس از رحلت رسول اآرم ( صلى الله علیه وآله وسلم) آن را در برابر ابوبکر و عمر،ایراد فرمود.

3-  آل عمران/ ١۴۴

4-  بحار الانوار  / ٣٣ ، ۵٩۶  و ۵٩٧ باب الفتن الحادثه بمصر، چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى

5- بحار الانوار ٣٢ /۵٠ باب بیعت امیر المؤمنین(علیه السلام

6- همان ٣٢   /٣۶

7-  همان ٣۴/ ١١١ ، باب فتنه و آشوب هایى که در زمان على علیه السلام اتفاق افتاد

جهت استفاده بیشتربه کتاب: پیشوایان هدایت. ٢- امیرمؤمنان، حضرت على بن ابى طالب علیه السلام، مراجعه شود

ناشر:  مجمع جهانى اهل بیتعلیهم السلام

منبع : سایت مجمع جهانی اهل بیت (ع)           

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩ توسط پیـوند آل محمد (ص) | نظرات()