علامه شرف‏الدین عاملى؛ وحدت‏گراى مبارز    

چکیده: 

شرف‏الدین عاملى در دوران ضد استعمارى، که تفرقه و اختلافات فزونى یافته بود، در وحدت مذاهب اسلامى به ویژه شیعه و سنى فعالیت‏هاى ارزنده‏اى داشت. در این مقاله تلاش شده بعد از بیان زندگى‏نامه‏ى شرف‏الدین عاملى، فعالیت‏هاى وى در عرصه‏ى وحدت اسلامى بررسى گردد. سپس آثار وى، به ویژه دو اثر مشهور او المراجعات و الفصول المهمّة که داراى دست‏مایه‏هاى وحدت‏گرایانه است، تحلیل مى‏شود.

«فَرَّقَتْهُما السیاسة، فَلْتَجْمَعْهما السیاسة»

«شیعه و سنى را، از روز نخست، سیاست از هم دور کرد و اکنون باید سیاست (و مصالح سیاسى اسلام)، آنان را کنار هم گردآورد»

علامه سیدعبدالحسین شرف‏الدین به سال 1290 قمرى در کاظمین به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو از سادات بودند. پدرش «سید یوسف شرف‏الدین» و مادرش بانو «زهرا» دختر «آیت‏الله سیدهادى صدر» بود. از طرف پدر نسبش به امام هفتم شیعیان «حضرت موسى بن جعفر (ع)» مى‏رسد. او تا هشت سالگى در عراق ماند؛ سپس به دلیل اتمام تحصیلات پدر در عراق و مراجعت او به زادگاهش، همراه خانواده به «جبل عامل» وطن اجدادى‏اش بازگشت.

تحصیلات مقدماتى خود را در جبل عامل گذراند و نزد پدر صرف، نحو، منطق، معانى و بیان و سطوح فقه و اصول را فرا گرفت. سپس در هفده سالگى راهى نجف شد و سال‏ها در حوزه‏ى علمیه‏ى نجف به تحصیل پرداخت. در فقه و اصول، حکمت، تفسیر و حدیث به مداومت و تلاش روزگار گذراند و از محضر علماى برجسته‏ى زمان خود کسب فیض کرد. از جمله علماى بزرگى که سید عبدالحسین نزد آنان تلمذ کرده مى‏توان از «شیخ حسین کربلایى»، «شیخ محمد طه نجف»، «آخوند ملامحمد کاظم خراسانى»، «سیدمحمدکاظم یزدى»، «سیداسماعیل صدر»، «شیخ‏الشریعه اصفهانى» و «سیدحسن صدر» نام برد. او نه تنها در حوزه‏ى نجف به تحصیل اشتغال داشت بلکه به کربلا و کاظمین و سامرا نیز سفر کرد تا از علما و استادان حوزه‏ى آن شهرها نیز کسب فیض کند و با آنان به مناظره و مباحثه پردازد.

بعد از پانزده سال تحصیل در حوزه‏ى نجف و سایر شهرهاى عراق به درجه‏ى اجتهاد رسید و در همان جا به نوشتن مباحث فقهى پرداخت. در سى دو دو سالگى از نجف به سوى جبل عامل رهسپار شد؛ در این هنگام او صاحب اجتهاد بود و اجتهاد او مورد قبول همگان قرار گرفت، زیرا علماى حقیقى هیچ‏گاه پس از تحصیل علوم متداول و مدارج علمى متوقف نمى‏شوند و اصولاً رسیدن به این مدارج را غایت و اصل نمى‏دانند، بلکه به دنبال سرچشمه‏هاى علم و معرفت هستند. شرف‏الدین نیز همین راه را پیش گرفت و با استفاده از علومى که اندوخته بود در صدد روشن کردن ابعاد مختلف حکمت امامت و فلسفه‏ى سیاسى و مبانى اختلافى تشیع و تسنن برآمد چنان که «شیخ‏آقا بزرگ تهرانى» درباره‏ى او مى‏گوید:

«شرف‏الدین، احادیثى که از پیامبر و صحابه و اهل بیت روایت شده است همه را خواند، چه از مأخذ سنى و چه شیعه، آن هم به صورتى دقیق و توأم با تحقیق؛ تا جایى که مى‏توان گفت او همه‏ى احادیث را فرا گرفت. و از این جا بود که به نشان دادن مسائلى و روشن کردن حقایقى توفیق یافت، که بسیارى از عالمان نیز، تا پیش از آن که قلم آزاد و منزه او آن‏ها را بپراکند، اطلاعى از آن مسائل و حقایق نداشتند.»(2)

.hawzah.net 


یکى از مهم‏ترین محورهایى که شرف‏الدین حول آن به تحقیق و تنبع مى‏پردازد تاریخ اسلام است. او اسناد و مدارک و نوشته‏هاى تاریخ اسلام را به دقت مى‏خواند تا معتبر را از نامعتبر بشناسد و اوهام و خیالات را از حقایق جدا کند.

وى علاوه بر احاطه بر علم حدیث متکلمى توانا نیز هست؛ با توجه به آثار شرف‏الدین درمى‏یابیم که او مسائل اعتقادى را با استدلال عقلى عرضه مى‏کند.

در عرصه‏ى خطابه و شعر و نثر نیز حضورى توانا دارد. سخنرانى‏ها و خطابه‏هاى بلیغ و مؤثرش او را به عنوان خطیبى زبردست معرفى مى‏کند. او معانى بلند را در لباس الفاظى زیبا اداء مى‏نماید. سخنان فصیح و شیرین او گویاى تسلط وى بر نکته‏هاى ادبى و ظرافت‏هاى بلاغى است. گفته‏اند در اجتماعى در مصر هنگامى که شرف‏الدین یکى از خطابه‏هاى غرّایش را بیان مى‏کرد، بانوى نویسنده مشهور مصرى «مَىْ زیاده»(3) در آن جمع حضور داشته است، وقتى که مى‏بیند شرف‏الدین به هنگام اداى خطابه با انگشترى خویش بازى مى‏کند مى‏گوید: «نمى‏دانم انگشترى بیشتر رام انگشت اوست یا سخن و الفاظ رام زبان او».(4)

نثر او نیز چنان است که خواننده‏ى آگاه به ادب مى‏تواند سبک خاص شرف‏الدین را در آن تشخیص دهد. او در شعر نیز دستى داشت و اشعار او از احساسى عمیق ریشه مى‏گرفت. شعرهاى او بیشتر یادگار زمان جوانى اوست.(5)

شرف‏الدین بعد از بازگشت به لبنان در دو جبهه به مبارزه پرداخت. یکى مبارزه علیه فئودالیسم و دیگر مبارزه علیه استعمار. شرف‏الدین را مى‏توان به حق از جمله علماى پیش گام در مبارزه با استعمار دانست. او هنگام اشغال لبنان و سوریه به دست فرانسه در مقابل استعمار ایستاد و فتواى جهاد داد و به همین دلیل نیز محکوم به اعدام شد.

او دوبار به مصر سفر کرد، یک بار پیش از اعلام حکم اعدام و بار دوم بعد از آن که فرانسویان وجود او را در لبنان براى مصالح سیاسى و اهداف استعمارى خود خطرناک دانستند به مصر پناه برد. در آن جا همه را به وحدت در مقابل بیگانگان دعوت کرد و همان جا بود که جمله‏ى معروف خود را بیان کرد:

«فَرَّقَتْهُما السیاسة، فَلْتَجْمَعْهُما السیاسة» یعنى شیعه و سنى را سیاست و اهداف سیاسى از هم جدا کرد و باید سیاست آن‏ها را با هم جمع کند». سخنان او را «رشید رضا» نویسنده‏ى مشهور مصرى در مجله «المنار» چاپ کرد.(6)

سید بعد از بازگشت از سفر اول مصر هم‏چنان به مبارزات ضد استعمارى خود ادامه مى‏داد تا آن جا که فرانسویان شخصى را مأمور کردند تا به خانه او برود و سید را دستگیر کند و مدارک و طومارهایى را که او علیه استعمار فرانسه جمع کرده بود با خود بیاورد؛ اما آن شخص ناکام بازگشت. بار دیگر نیز خانه‏ى شرف‏الدین به دست عمال استعمار به آتش کشیده شد و کتابخانه‏ى او که محتواى تألیفات گران‏بها و چاپ نشده‏ى او بود طعمه‏ى حریق گشت.

او در اواخر سال 1338 هجرى از مصر خارج شد و براى این که به وطن خود نزدیک باشد به فلسطین آمد در فلسطین و سوریه نیز به فعالیت‏هاى اجتماعى مى‏پرداخت و به حال تبعیدیان لبنانى رسیدگى مى‏کرد. در آن هنگام فلسطین در اشغال انگلیسى‏ها بود. از آن جایى که پسر دایى شرف‏الدین تحت تعقیب انگلیسى‏ها بود و به همین دلیل مورد احترام فرانسوى‏ها، توانست وساطت کند و حکم اعدام او لغو شود، همین امر سبب شد تا شرف‏الدین بتواند به وطن باز گردد.

در سال 1340 هجرى قمرى آماده‏ى سفر حج شد و از بیروت با یک کشتى همراه با تنى چند از یارانش به سوى خانه‏ى خدا رهسپار گردید. در عربستان با استقبال باشکوهى از طرف مقامات دولتى و نماینده‏ى پادشاه وقت عربستان «ملک حسین» روبه‏رو شد. حج آن سال به خاطر حضور شرف‏الدین یکى از باشکوه‏ترین مراسم حجى بود که تا آن روزگار مکه به یاد داشت. او در غبار روبى و عطر افشانى خانه‏ى کعبه همراه ملک حسین شرکت کرد و به خواست او نماز جماعت را در مسجد الحرام اقامه نمود. این اولین نماز جماعتى بود که در مسجد الحرام به امامت یک عالم شیعى برگزار مى‏شد و همه‏ى مسلمانان اعم از شیعه و سنى پشت سر او نماز خواندند. این مهم از افتخارات شرف‏الدین هم چنین از آرزوهاى دیرین او بود که شیعه و سنى در یک صف و در قبله‏ى مسلمین جهان، بدون تقیه و واهمه از یک‏دیگر، برادرانه نماز جماعت را به طریق اهل بیت (ع) بخوانند.(7)

یکى از کارهاى علامه شرف‏الدین در راه وحدت اهل تسنن و تشیع گرامى داشت روز میلاد پیامبر (ص) بود او میلاد را در دوازدهم ربیع‏الاول(8) جشن مى‏گرفت و هنگامى که مراسم جشن در مسجد و خانه‏ى خودش پایان مى‏یافت به جشن اهل سنت مى‏رفت و با آنان در برگزارى این جشن بود که مشارکت مى‏کرد.

از بزرگ‏ترین کارهاى اصلاحى سیدعبدالحسین شرف‏الدین در لبنان که در راستاى مبارزات ضد استعمارى او صورت مى‏گرفت بنیاد نهادن مدارس اسلامى بود که در آن‏ها به رایگان به دختران و پسران مسلمان دروس جدید و معارف اسلامى مى‏آموختند. این مدارس را به خاطر رویارویى با مدارس تبشیرى(9) و مدارس دولتى که به روش غربى اداره مى‏شد بنا نهاد.

علامه سیدعبدالحسین شرف‏الدین در مقام مصلح مسلمان و رهبر سیاسى ـ عقیدتى شیعیان و بهتر بگوییم مسلمانان لبنان نمى‏توانست نسبت به مسائل سیاسى که در سایر کشورهاى اسلامى مى‏گذشت بى‏اعتنا باشد، از این جهت، او همواره مؤید جنبش‏هاى آزادى بخش و حرکت‏هاى انقلابى در سرزمین‏هاى اسلامى بود. او از جمله مشوقین و تأیید گران جنبش عربى، مصر و ملى شدن کانال سوئز در سال 1956 میلادى بود.

صنعت نفت ایران در سال 1329 شمسى (1370 ه ق) ملى شد. شرف‏الدین از این جنبش و مقاصد و اهداف رهبران این حرکت در ایران آگاهى کامل داشت و مردم لبنان را نیز در جریان این حرکت ملى قرار داده بود. تا آن جا که به هنگام سفر «آیت‏الله کاشانى» به لبنان (1331 ه ش) و دیدار با علامه شرف‏الدین مردم لبنان نیز از او استقبال شایانى کردند و آیت‏ا... کاشانى از آگاهى مردم لبنان نسبت به مسائل ایران اظهار شگفتى کرد.

«شهید نواب صفوى» نیز در سال 1332 شمسى در اوج مبارزات «فدائیان اسلام» سفرى به کشورهاى عربى کرد و در سر راه خود براى شرکت در کنفرانس قدس، شبى مهمان علامه شرف‏الدین شد و با او درباره‏ى مسائل مهم سیاسى و اجتماعى کشورهاى اسلامى به گفت‏وگو نشست.

سیدعبدالحسین شرف‏الدین بعد از گذراندن عمرى تلاش در راه اتحاد مسلمین و مبارزه با استعمار و به جاى نهادن آثارى متعدد در شناخت مذهب شیعه و دعوت به وحدت مسلمین به سال 1377 ه ق در لبنان درگذشت و پیکرش در نجف اشرف در جوار جد بزرگوارش حضرت على (ع) به خاک سپرده شد.

پس از یک نگاه اجمالى به زندگى پر بار علامه سیدعبدالحسین شرف‏الدین به آثار و اندیشه‏هاى او مى‏پردازیم. همان گونه که قبلاً اشاره شد همه‏ى تلاش علامه در راستاى وحدت اسلامى(10) براى مقابله با استعمار و عظمت جهان اسلام بود. به همین دلیل، او براى روشن شدن حقایق به تحریر کتاب «الفصول المهمة» پرداخت. این کتاب یکى از نخستین کتاب‏هاى شرف‏الدین و در واقع منشور وحدت اسلامى است. او در ضمن فصول این کتاب به بیان مطالبى که براى آگاه کردن مسلمانان اهل سنت و شیعه سودمند است مى‏پردازد و معتقد است که آگاهى به این مسائل در بهبود روابط اهل تسنن و تشیع و الفت میان آنان بسیار مؤثر است. شرف‏الدین خود در سرآغاز کتاب مى‏گوید: «تنها و تنها با وحدت اسلامى است که اقدامات عمرانى هماهنگ مى‏گردد، وسائل ترقى فراهم مى‏شود، روح تمدن جلوه مى‏کند، فروغ آسایش در آفاق زندگى مى‏تابد و یوغ بردگى از گردن همه برداشته مى‏شود.»(11)

این کتاب به سال 1327 هجرى قمرى تألیف شده است. یکى دیگر از آثار ارزشمند شرف‏الدین کتاب «المراجعات» است. المراجعات یادگار اولین سفر پر بار علامه شرف‏الدین به مصر است. شرف‏الدین دریافته بود که بهترین نقطه‏ى حرکت به سوى هدف دانشگاه الازهر بزرگ‏ترین مرکز علمى و دینى مسلمانان اهل سنت است. او به دانشگاه الازهر رفت و باب بحث و گفت‏وگو را با «شیخ‏سلیم بشرى» از عالمان و استادان بزرگ اهل تسنن آن دانشگاه گشود. شیخ سلیم، از دل و جان به شرف‏الدین علاقه‏مند شد و از دانش و معرفت و قدرت استدلالش آگاه گشت. شرف‏الدین نیز شیخ‏سلیم را مردى عالم و با فضیلت یافت. آنان که هر دو شیوه و اخلاق بحث علمى و مناظره را به خوبى مى‏دانستند، مباحثى را آغاز کردند که در قالب 112 نامه در کتاب مراجعات آمده است. نامه‏هاى شیخ‏سلیم امضاى «س» داشت که نماینده اسم سلیم و همچنین «سنى» بود و نامه‏هاى شرف‏الدین با امضاى «ش» نوشته مى‏شد که هم به لقبش «شرف‏الدین» و هم مذهبش «شیعه» اشاره داشت.(12)

این دو عالم اسلامى در این نامه‏ها حقایق بسیارى را مورد بحث قرار داده‏اند این کتاب گامى بلند در راه اتحاد و تفاهم اسلامى و تفهیم و توضیح حقایق مسلم است.

«المراجعات» بارها در کشورهاى مختلف به چاپ رسیده و به انگلیسى و اردو نیز ترجمه شده است.

علامه شرف‏الدین درباره‏ى پیدایش اندیشه‏ى وحدت اسلامى در فکر خود در مقدمه‏ى مراجعات مى‏نویسد: «... فکر نگارش این کتاب خیلى پیش از نوشته‏هاى آن (نامه‏ها) در من به وجود آمده بود و سابقه‏ى طولانى‏ترى دارد. این فکر از همان آغاز جوانى در ذهنم پیدا شده بود و همیشه و همه جا با من حرکت مى‏کرد، همچون برقى که در میان ابرها بدرخشد در جانم جرقه مى‏زد و خونم را به جوش مى‏آورد. ... همیشه متوجه راه مستقیمى بود که بتواند، بدى‏ها و فتنه‏ها را در بین مسلمانان از بین ببرد و ریشه‏ى آن را قطع کند، پرده‏هاى جهل و دشمنى را از برابر چشمانشان کنار بزند تا به زندگى، از دریچه‏ى حقیقى آن بنگرند. به آن اصل دینى و مذهبى خود که مراعات آن بر همه‏ى مسلمانان واجب است بازگردند و همگى به ریسمان وحدت دینى چنگ زنند و در زیر پرچم حق، به سوى علم و عمل بشتابند و برادرانى نیک و نمونه باشند که هر کدام پشتیبان و یار یکدیگر گردند... از مشاهده‏ى وضع رقت بار مسلمانان (شیعه و سنى) و اختلافات بیهوده‏اى که در میان این برادران جدایى انداخته بود، بار سنگینى از غم و اندوه بر دوش جانم نشسته بود تا این که در سال 1329 (ه ق) به مصر رفتم به این امید که به آرزوى دیرینم برسم و بتوانم راهى براى اتحاد و هم‏بستگى مسلمانان پیدا کنم و قلم‏هایشان را در این راه به کار اندازم... به من الهام شده بود که به برخى از خواسته‏هایم مى‏رسم، با کسى ملاقات مى‏کنم که نظرم را با او در میان بگذارم و راه درستى براى نیل به این مقصود (وحدت اسلامى) پیدا مى‏کنیم ...»(13)

یکى از پژوهشگران مصرى دکتر «حامد حنفى داوود» از استادان دانشگاه «عین شمس» قاهره در مقدمه‏اى که بر کتاب «المراجعات» نوشته مى‏گوید:

«اهمیت کتاب «المراجعات» وقتى به خوبى روشن مى‏شود که ما به زمان انتشار آن رجوع کنیم و به وقتى که در دسترس سنى و شیعه قرار گرفت تا آن را بخوانند. مؤلف این کتاب را در اوایل قرن چهاردهم، در خلال دهه سوم و چهارم این سده منتشر ساخت، در فترتى بحرانى و خطرناک که ایادى استعمار با سرنوشت مسلمین بازى مى‏کردند و براى رسیدن به مقاصد پست خویش هیچ وسیله‏اى بهتر از تفرقه افکنى در میان مسلمین و بهره‏گیرى از اختلافات مذهبى نداشتند آنان مى‏کوشیدند تا بدین وسیله عظمت جهان عرب و اسلام را پایمال کنند و این شکاف افکنى در اوایل این قرن به اوج خود رسیده بود».(14)

اثر مشهور دیگر علامه شرف‏الدین کتاب «النص و الاجتهاد» است که با نام «اجتهاد در مقابل نص» به زبان فارسى ترجمه شده است. این اثر نتیجه‏ى اعتقاد راسخ علامه شرف‏الدین به الزام‏آور بودن متون اسلامى و نص (قرآن و احادیث معتبر از پیامبر) است. کتاب «اجتهاد در مقابل نص» مشتمل بر اعمال و احکام و فتاوایى است که از بعضى بزرگان صحابه در زمان حیات رسول اکرم (ص) و بعد از آن حضرت صادر شده؛ بعضى از آن‏ها صریحاً مخالف نصوص کتاب و سنت است.(15)

این مسئله یعنى تقابل اجتهاد و نص و اعتقاد شرف‏الدین به این که نباید از آیات و احادیث غافل شد و منبع اصلى فهم دین همان «قرآن» و «حدیث» است، از منظر بحث‏هاى امامت و سیاست اسلامى اهمیت ویژه‏اى دارد. در شرح فلسفه سیاسى اسلام و بیان مبانى و اصول امامت هیچ استدلال عقلى و تمهید فلسفى و کلامى الزام‏آورى از آیه‏اى از قرآن یا حدیثى معتبر از پیامبر نیست.

همین اعتقاد، خود یکى از راه‏هاى اتحاد مسلمانان است؛ چه به عقیده‏ى صاحب کتاب «النص و الاجتهاد»، مسلمانان همه پیرو یک کتاب و یک پیامبرند و درباره‏ى مسائل مورد اختلاف باید به قرآن و حدیث مراجعه کنند و ببینند آیا اشاره‏اى به موضوع مورد بحث در قرآن و حدیث آمده یا نه، این اشاره و بیان آیات و احادیث را باید حجت قرار دهند تا اختلاف از میان برخیزد.(16)

دیگر آثار به جا مانده از علامه سید عبدالحسین شرف‏الدین عبارت‏اند از:

ـ الکلمة الغرّاء فی تفصیل الزهراء: در فضیلت حضرت فاطمه زهرا (س).

ـ أبو هریرة: کتابى تحقیقى در شرح حال و شناخت ابوهریره و اعتبار احادیث منقول از او.

ـ المجالس الفاخرة فی مأتم العترة الطاهرة: مقدمه‏اى بر کتابى به همین نام در چهار جلد که از بین رفته و فقط همین مقدمه مانده است و شرحى است بر حرکت عاشورا و تأثیر آن در بقاى اسلام و فلسفه سیاسى و اجتماعى شعائر حسینى.

ـ فلسفه المیثاق والولایة: درباره‏ى میثاق ازلى الهى و شرح آیه‏ى «ألستُ بِرَبّکم» و بیانى از ولایت.

ـ أجوبة مسائل جارالله: پاسخى علمى و مستند به بیست سؤال که «موسى جاراله» از علماى شیعه کرده است. مؤلف در مقدمه این کتاب نیز مسلمانان را به اتحاد دعوت کرده و در آخر نیز نشان داده که موسى جاراله و برخى نویسندگان دیگر اهل سنت، از کتب و منابع شیعه بى‏اطلاعند.

ـ مسائل فقهیة: شامل بحث‏هایى دقیق در موضوع فقه تطبیقى که در طى این بحث‏ها مسائلى را بر اساس فقه پنج مذهب اسلامى مطرح کرده است.

ـ کلمة حول الرؤیة: رساله‏اى شامل بحث‏هاى علمى و دقیق اعتقادى.

ـ إلى المجمع العلمی العربی بدمشق: بحثى پیرامون تهمت پراکنى‏هاى مجمع علمى دمشق که در آن ایام نسبت به شیعه روا داشته بود و او دعوت به اتحاد اسلامى را گوشزد کرد.

ـ ثبت الإثبات فی سلسلة الرواة: ذکر استادان و شیوخ مؤلف از علماى مذاهب اسلامى.

ـ مؤلفوا الشیعة فی صدر الإسلام: کتابى درباره‏ى نخستین نویسندگان و مؤلفان شیعه در صدر اسلام تا عصر امام هادى (ع) (بیشتر مطالب این کتاب از مدارک اهل سنت گرفته شده است).

ـ زینب الکبرى: رساله‏اى در باب پیام‏آور انقلاب کربلا حضرت زینب (س).

ـ بُغیة الراغبین فی أحوال آل شرف‏الدین: کتابى ادبى، تاریخى، رجالى در شرح حال علماى خاندان شرف‏الدین و خاندان صدر و ذکر آثار، احوال و استادان و شاگردان.(17)

 


 
٢- «نقباء البشر» شیخ‏آقا بزرگ تهرانى، ج 3، ص. 1083 به نقل از شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى چاپ دهم، 1375 ـ ص 55.

 

٣- نویسنده و ادیب لبنانى، صاحب آثارى چند از جمله: «باحثة البادیة»، «المساواة» و «سوانج فَتاةٍ».

4 . به نقل از شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، صص 73 ـ 72.

5 . مقدمه اجتهاد در مقابل نص، ترجمه‏ى على دوانى ـ ص 11.

6 . مقدمه النص و الاجتهاد ص 14 به نقل از شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، ص 200.

7 . به نقل از: شرف‏الدین چاووش وحدت، مصطفى قلى‏زاده، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ اول، 1372، ص 144.

8 . به عقیده شیعیان میلاد پیامبر (ص) 17 ربیع‏الاول است و 12 ربیع‏الاول میلاد پیامبر به روایت اهل سنت است که روزهاى 12 تا 17 ربیع‏الاول به عنوان هفته‏ى وحدت شناخته شده است.

9 . مدارس تبشیرى: مدارس تبلیغاتى مسیحى.

10 . مقصود از وحدت اسلامى چیست؟ آیا مقصود این است که از میان مذاهب اسلامى یکى انتخاب شود و سایر مذاهب کنار گذاشته شوند؟ یا مقصود این است که مشترکات همه‏ى مذاهب گرفته شود، مفترقات همه آن‏ها کنار گذاشته شود و مذهب جدیدى بدین نحو اختراع شود، که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد؟ یا این که وحدت اسلامى به هیچ وجه ربطى به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین اتحاد پیروان مذاهب مختلف، در عین اختلافات مذهبى در برابر بیگانگان است؟

شهید مطهرى، «یادنامه‏ى علامه امینى»، مقاله‏ى الغدیر و وحدت اسلامى صص 242 ـ 231 به نقل از شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، ص 128.

11 . شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، ص 123.

12 . ر. ک علامه شرف‏الدین چاووش وحدت، مصطفى قلى‏زاده، صص 85 ـ 80 و شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، صص 138 ـ 136.

13 . المراجعات، مقدمه ص 25 به نقل از شرف‏الدین چاووش وحدت، مصطفى قلى‏زاده صص 85 و 84 .

14 . المراجعات مقدمه صص 7 ـ 8 به نقل از شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، ص 208.

15 . مقدمه سیدمحمدتقى حکیم بر اجتهاد در مقابل نص، ترجمه‏ى شیخ‏على دوانى ص 30.

16 . لازم به ذکر است که براى مراجعه به این متون شروطى لازم است تا آنچه از آیات و احادیث استنباط مى‏شود مورد قبول واقع شود: یکى استناد و دیگرى تفقه. یعنى مراجعه کنندگان به متون اعم از قرآن و حدیث باید از معلومات کافى براى مراجعه برخوردار باشند و از علومى چون علم رجال، درایة الحدیث و فقه الحدیث بهره‏ى کافى داشته باشند دیگر این که باید فهم دقیق، همه جانبه و غیر التقاطى از آیات و احادیث وجود داشته باشد. (ر. ک شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى، صص 152 ـ 151).

17 . براى آشنایى بیشتر با آثار علامه شرف‏الدین ر. ک شرف‏الدین چاووش وحدت، مصطفى قلى‏زاده صص 192 ـ 189 و شرف‏الدین، محمدرضا حکیمى.

نگارش در تاريخ پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط پیـوند آل محمد (ص) | نظرات()