بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد واهل بیته الطیبین الطاهرین

چرا باید تقلید کنیم ؟

در شریعت اسلام واجبات ومحرماتی وجود دارد که خداوند متعال آنهارا برای سعادت دنیا وآخرت انسان بیان کرده است، واجبات ومحرماتی که اگر انسانها آنها را اطاعت نکنند نه تنها به سعادت نرسیده بلکه مستحق عذاب الهی می گردند.

از سوی دیگر ، چنین نیست که هر مسلمانی بتواند به آسانی احکام شرعی را از قرآن وروایات ویا از عقل خود دریابد . برای شناخت احکام شرعی نیاز به اطلاعات وآگاهی های فراوانی است، از جمله : فهم آیات وروایات ، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح ، کیفیت ترکیب وجمع روایات با آیات قرآنی و ده ها مسئله دیگر که آموختن آنها نیازمند سالها تلاش وپشتکار جدی است.

در چنین حالتی مکلف خود را در برابر 3 راه می بیند (یعنی یکی از این سه کار را می تواند انجام دهد) :

1-        راه تحصیل علم را در پیش گیرد (که همان اجتهاد است).

2-       در هر کاری ، آرای موجود را مطالعه کرده وبه گونه ای عمل کند که منطبق بر همۀ آراء باشد ( احتیاط). 

3-      از رأی کسی که این علوم را کاملاً فرا گرفته و در شناخت احکام شرعی کارشناس باشد، بهره جوید.

- در خصوص راه حل اوّل ، اگر کسی به مقام اجتهاد برسد ، کارشناس احکام شرعی خواهد بود واز دو راه دیگر بی نیاز می شود ولی تا رسیدن به این مقام نا گزیر است تا از یکی از این دو راه دیگر استفاده نماید.

- راه حل دوّم نیازمند به اطلاعات کافی وإشراف بر همۀ مطالب است و بعضاً به دلیل سختی عمل کردن به احتیاط زندگی عادی را مختل می سازد.

البته به کار گیری یکی از این سه راه حل تنها در احکام شرعی وعمل به آنها کاربر ندارد بلکه در هر مسئله تخصص دیگر نیز همین گونه می باشد . مثلاٌ یک مهندس را در نظر بگیرید، اگر این مهندس بیمار شود یکی از این سه کار را می تواند انجام دهد، یا اینکه خود شخصاً به دنبال علم پزشکی برود ، ویا تمام آرا ونظرات پزشکان را مطالعه کند به گونه ای که بعداً پشیمان نشود ، ویا به یک پزشک متخصص مراجعه نماید .

البته بدیهی است که راه حل اول ودوم او را به درمان سریع نمی رساند.

برخی افراد مغرض شبهه ای را مطرح می کنند بر این مبنا که :

« تقلید به معنای رجوع جاهل به عالم است. علت اینکه مجتهدان تقلید را بر مردم واجب کرده اند این است که مردم را جاهل و بی سواد می دانند وهمین نکته باعث می شود، قشر تحصیل کرده هرگز سراغ تقلید نروند »

در جواب این افراد باید گفت :

اولا ، این تقلید رجوع جاهل به عالم است هیچ بار منفی برای مقلد ندارد، جاهل در اینجا (مباحث فقهی) به معنای کسی است که در مسائل شرعی ، کارشناس نیست. گرچه خودش در مسائل دیگری متخصص وکارشناس باشد. خود مجتهدین نیز در مسائل دیگر به متخصص رجوع می کنند و اتفاقاً این کار از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خُبره می دانند، نمونۀ بارز آن حضرت امام خمینی «قدس سره» بود که پزشک معالج ایشان می گفت : تا به حال کسی را ندیده ام که این قدر در درمان مطیع پزشک باشد . مردم عادی هم در زندگی روز مرۀ خود این گونه عمل می کنند، یعنی در مواردی که تخصصی ندارند به اهل خبره مراجعه می کنند. مثلاً برای ساخت خانه به معمار وبرای ساختن وسائل چوبی به نجار وآهنی به آهنگر و ...  مراجعه می کنند.

دوّوم : اینکه گفته می شود « مجتهدان، تقلید را بر مردم واجب کرده اند » از دو جهت باطل است:

1- لزوم تقلید از مسائلی نیست که فتوای مجتهد در آن برای مُقلَّد سودمند باشد ، زیرا لزوم تقلید مسئله ای عقلی است که هر عاقلی آن را درمی یابد . پس اصل لزوم تقلید اصلاً تقلیدی نیست . بله ، فروعات تقلید مانند بقای بر تقلید میت و امثال آن از مسائل تقلید است .

2- آیات و روایات بر لزوم تقلید دستور داده اند مثلاً خدواند در سورۀ نحل آیۀ 42می فرماید: « فسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون» (اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید .) و در روایاتی در کتاب وسائل الشیعه ج 18 ص 94 از قول امام صادق (ع) آمده است : « وأما من کان من الفقهاء ، صائناً لنفسه ، حافظاً لدینه ، مخالفاً لهواه ، مطیعاً لأمر هواه فللعوام أن یقلِّدوه » (هر کس از فقهای أمت ما که نفس خود را مواظبت کند واز دینش پاسداری نماید و با هوای نفس مخالفت کند و فرامین مولای خود را اطاعت نماید سزاور است که غیر فقها از او تقلید نمایند .

فلذا شما دوست عزیز که تازه به سن تکلیف رسیده اید حتماً مراقب اعمال خود باشید وبه سخنان افراد مفسد ونا دان توجه نکنید از همین ابتدا سعی کنید مرجع تقلید خود را از بین مراجع کنونی مانند آیات عظام خامنه ای ، سیستانی ، مکارم شیرازی و ... انتخاب نمایید که بین آنها هیچ تفاوتی وجود ندارد واز هرکدام اینها تقلید کردید مشکلی نیست . . ان شاء الله موفق باشید .

 

نگارش در تاريخ شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ توسط پیـوند آل محمد (ص) | نظرات()