پیش از بعثت، از دیدگاه ابن خلدون

ابن خلّدون تاریخ دان و جامعه شناس بزرگ اسلامی، درباره جامعه عرب جاهلی قبل از بعثت می نویسد: «این قوم برحسب طبیعت، وحشی و یغماگر بودند و موجبات وحشی گری چنان در میان آن ها استوار بود که هم چون خوی و سرشت آنان شده بود و از این خوی لذت می بردند؛ زیرا در پرتو آنْ از قیود فرمان بری حُکّام و قوانین سرباز می زدند و نسبت به سیاست کشورداری نافرمانی می کردند و پیداست که چنین خوی و سرشتی، با عمران و تمدن منافات دارد... .

هرچه را در دست دیگران می یافتند، می ربودند و تاراج می کردند و روزیِ آنانْ در پرتو نیزه ها فراهم می آمد و در ربودن اموال دیگران. حد معیّنی قائل نبودند، بلکه چشم ایشان به هرگونه ثروت یا ابزار زندگی می افتاد، آن راغارت می کردند».

آیین نیاکان محمّد صلی الله علیه و آله

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله در شرافتِ نسل و طهارت دودمانْ از برترین مردمان، از سلاله بهترین پاکان و از نسل ابراهیم نبی صلی الله علیه و آله بوده اند. تاریخ نویسان اتفاق نظر دارند که نیاکان پیامبر همگی موحّد و خداپرست بودند. عَبدالمطلب جدّ بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام حمله سپاه پیل که به فرمان اَبْرَهه برای سرنگونی خانه کعبه آمده بوند، حلقه کعبه را به دست گرفت و با خدای خود، بسان یک موحّد به مناجات پرداخت و گفت: «خدایا، جز تو به کسی امیدوار نیستم». هم چنین در هنگام قحطی و خشک سالی حضرت ابوطالب، برادرزاده خود، حضرت محمّد را به محل نماز می برد و خدا را به مقام اوسوگند می داد و باران می طلبید.

آیین پیامبر صلی الله علیه و آله پیش از بعثت

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله تا قبل از آن که در 27 رجب، به افتخار سفیری خداوند نائل شود، هیچ گاه در باطلی شرکت نجست، هرگز به گرد گناه نگشت، از یاری حق کوتاهی نکرد و همواره بر آیین توحید استوار ماند. در تاریخ آمده است که وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در سنین جوانی، همراه با کاروان تجاری شام، به «بُحِیْرا» (راهب نصرانی) برخورد و او پیامبر را به لات و عُزّی، دو بت مشهور مکّه سوگند داد، حضرت محمّد صلی الله علیه و آله بر او پرخاش کرد و فرمود: «هرگز مرا به لات و عُزّی سوگند مده».

بسیار اتفاق می افتاد که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله در مکّه ناپدید می شد، ولی او را در غارحَرا می یافتند که به عبادت و اطاعت خداند سرگرم است و به مراسم عبادی خاصی که برای مکّیان ناشناخته بود مشغول. بهترین گواه بر یکتاپرستی پیامبر، همان اعتکاف ایشان، پیش از بعثت در غار حرا است.

محمّد صلی الله علیه و آله آماده قبول رسالت

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله پیش از آن که به مقام نبوّت الهی نائل شود، همه شایستگی های لازم را برای بر دوش گرفتن مسئولیت سنگین رسالت، در وجود خویش فراهم آورده بود. دکترسید جعفرشهیدی، مورخ و اسلام شناس معاصر، در این باره می گوید: «محمّد صلی الله علیه و آله در کودکی نیز خوبی ها و خصلت های نیک فراوانی داشت که او را ازدیگر کودکان جدا می کرد. در جوانی نیز از آن چه بیش تر قوم او بدان آلوده بودند، برکنار بوده، درمجالس غزل خوانی و پای کوبی آنان شرکت نمی کرد می خوار نبود. بت ها را دشمن می داشت. راست گو و درست کردار و امین بود و در نتیجه، درونی پاک و روشن فکری درخشان، ضمیری الهی و نهادی آسمانی داشت.

شگفت نیست که این درون پاکیزه و فکرِ روشن، او را از مردم دورکند و به کناره گیری و نگریستن در وضع رقّت بار مردم خود و مردم سراسر جزیره و سرانجام تفکر در عظمت آفرینش و خدای بزرگ وادارد».

خبر از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله

بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ظهور ایشان ازسرزمین حجاز، از رویدادهایی بوده که پیش از رخداد آن، توسط پیامبران الهی، کتاب های آسمانی و گاه عالمان و دانایان راز بشارت داده شده بود. قرآن مجید در آیه 6 سوره صف، از زبان حضرت عیسی می فرماید:«به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او «احمد» است، بشارت گرم».

حکمای عرب نیز هم چون وَرَقَةِ بن نُوْفِل، عُبیداللّه بن جَحْش و عثمان بن حُوَیْرِثْ که کتاب های آسمانی را می خواندند، ظهور پیامبری را مژده می دادند که بشریت را از این پرت گاه مخوف می رهاند. یهودیان مدینه نیز به وجود پیامبری که در میان آنان برانگیخته می شود و کتابی بزرگ می آورد و جهان را زیر فرمان خود و آنان را در زندگی سربلند و عزّت مند می کند، بر خود می بالیدند.

اطلاع حضرت خدیجه علیهاالسلام از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت خدیجه علیهاالسلام همسر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله سال ها پیش از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله از وقوع چنین رخدادی اطمینان داشت. در روزگار جوانی پیامبر صلی الله علیه و آله ، هنگامی که ایشان عهده دار کاروان تجارتی خدیجه علیهاالسلام در سفر به شام بود، غلام حضرت خدیجه در گزارش خود به آن حضرت چنین گفت: در بُصری، محمّد امین به منظور استراحت، زیر سایه درختی نشست. در چنین هنگام، راهبی که در آن صومعه بود، از من نام او را پرسید، سپس چنین گفت: «این مرد که در زیر سایه این درخت نشسته است، همان پیامبری است که در تورات و انجیل درباره او بشارت های فراوان خوانده ام». بعدها، وَرَقَة بن نُوفَل، عموی حضرت خدیجه که خود از دانایان عرب بود، با اشاره به برانگیخته شدن پیامبری الهی از میان قریش و ازدواج او با زنی ثروت مند، به حضرت خدیجه علیهاالسلام می گفت: «روزی فرا رسد که تو، با شریف ترین مردِ روی زمین وصلت می کنی».

برترین خُلق

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله برترین انسان و بهترین وجود برای پوشیدن خَلعت خاتم رسالت بود؛ چرا که حُسن سیرت و خوی حَسنش، او را شایسته مدال برترین خُلق از سوی خدای عالمیان کرده بود. درباره سیره رفتار ایشان گفته اند: پیامبر صلی الله علیه و آله لباس و کفش خود را می دوخت، گوسفندان خود را می دوشید، با بردگان هم غذا می شد، برزمین می نشست، بدون این که خجالت بکشد مایحتاج خانه اش را از بازار تهیه می کرد و برای اهل خانه می برد، با ثروت مند و فقیر یکسان برخورد می کرد. به هرکس می رسید، چه توانگر و چه درویش و چه کوچک و چه بزرگ، سلام می کرد. اگر به مهمانی دعوت می شد، آن را کوچک نمی شمرد، هرچند خرمایی پوسیده باشد. خوش معاشرت و خوش رو بود. بدون این که بخندد، همیشه تبسّمی برلب داشت و بدون این که چهره اش درهم کشیده باشد، اندوهگین به نظر می رسید. با همه مسلمانان مهربان بود.

حضرت علی علیه السلام ناتوان از توصیف

مردی از امیرمؤمنان علی علیه السلام درخواست کرد تا اخلاق پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را برایش برشُمرد، حضرت فرمودند: «تو نعمت های دنیا را بشمار تا من نیز اخلاق آن جناب را برشمرم». مرد گفت: چگونه ممکن است نعمت های دنیا را شمارش کنم در حالی که خداوند در قرآن می فرماید: «اگر نعمت های خدا را بشمارید نمی توانید به پایان رسانید».

حضرت علی علیه السلام پاسخش داد: «خداوند، تمام نعمت های دنیا را کم و قلیل می داند. در این آیه که می فرماید: «بگو متاع دنیا اندک است» و اخلاق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در این آیه عظیم شمرده و می فرماید: «تو را خویی بسیار بزرگ است». اینک تو بر شمارش چیزی که اندک است توانا نیستی، من چگونه چیزی که عظیم و بزرگ است، توصیف کنم.

آثار و اهداف بعثت در کلام امام خمینی صلی الله علیه و آله

سلاله پاک پیامبر مصطفی صلی الله علیه و آله و پرچم دار راستین انقلاب، امام خمینی رحمه الله در بیانی بلند درباره اهداف و آثار بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند: «بعثت رسول خدا برای این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه این که مردم بتوانند با قدرت های بزرگ مقابله کنند. بعثت برای این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را، تمام این ها را از ظلمت ها نجات بدهد. ظلمات را به کلی کنار بزند و به جای او نور بنشاند، ظلمت جهل را کنار بزند و به جای او نور عمل بیاورد، ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جای او عدالت بگذارد... و راه او را به ما فهمانده است، فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمین برادر هستند و باید با هم وحدت داشته باشند، تفرّق نداشته باشند».

محمّد، بعثت و دین اسلام، در کلام دیگران

نوری که خدا در دل محمّد صلی الله علیه و آله تابید

«داورار لوهات» دانشمند بزرگ کانادایی در کتاب خود به نام اسلام و عرب، درباره بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می نویسد: «محمّد صلی الله علیه و آله که با بعثت وی بت ها منهدم گردید و پرده های جهل و نادانی که دیدگان عرب را پوشانده بود، با ظهور نبوتش از هم دریده شد، قرآنی آورد که نور آن در جهان تابیدن گرفت ؛ آن نور، نورحکمت بود. این همان نوری بود که خدا آن را در سینه پیغمبرش که ناگزیر می باید برای ارشاد بشر مبعوث گردد، نازل فرمود و روشن است که خدا بهتر می داند رسالت خود را به چه کسی اعطا کند».

دینی با تعالیمی بزرگ

«الکساندر دوما» (1803ـ1870) داستان نویس مشهور فرانسوی در کتاب سواران سه گانه می نویسد: «محمّد معجزه شرق بود ؛ زیرا دینش دارای تعالیمی بزرگ بود، اخلاقش برجسته و صفاتش محسناتی پسندیده داشت».

بهترین ملّت ه

پرفسور «وِث» خاورشناس هلندی که در سال 1867 به کشورهای شرقی سفر و قرآن را به زبان هلندی ترجمه کرده است، در صفحه 78 کتاب خود به نام محمّد و قرآن می نویسد: «قرآنْ عربی و به زبان محمّد، پیامبر بزرگ مسلمانان فرود آمد. محمّد به مسلمانان آموخت که چگونه باید در این جهان زیست. محمّد صفوف مسلمانان را متحد و آرای آنان را هم آهنگ کرد و آن ها را چنان مؤدب ساخت که هیچ ملتی را نمی توان از ایشان بهتر دانست».

راهنمای گمراهان

«هِربرت وایل» دانشمند و نویسنده بزرگ سوئیسی در کتاب معلم بزرگ می نویسد: «محمّد ظهور کرد و اوهام را زدود و پرستش بت ها را حرام کرد. او مردم گمراه را به راه راست هدایت نمود و ننگ جاهلیت را از جامعه عرب برطرف ساخت و آن ها را از خضیض جهل و نادانی رهانید و به مقام عالی انسانی رسانید».

نیروی شگرف محمّد

دکتر «وِگستون کرستا» (1840 ـ 1897) نویسنده ایتالیایی، در کتاب فرزانگی اجتماعی می نویسد: «محمّد اعلان می کرد که پیغمبر خداست و آمده است تا آیین پاک ابراهیم را که فرزندانش آلوده ساخته بودند، اصلاح کند و عبادت پاکی را که آن پیغمبر، معمول داشته و به مرور ایام فاسد شده بود، برپا دارد. او می گفت: آمده است تا آن چه را خداوند بر پیغمبران پیش از وی، امثال موسی و داود و عیسی نازل کرده است، تأیید کند. روشی که محمّد معمول داشت، دلیل است بر نیروی شگرف وی که او را به صورت رهبری کاردان جلوه گر می سازد».

امانت و پاکی، سرمایه محمّد

«اِمیل بِرنامکام» از نویسندگان فرانسوی مشهور قرن 19 (1857ـ1924) در کتاب شرق و اسلام می نویسد: «من می خواهم محمّد را به قدری که در کتاب ها درباره او خوانده و شناخته ام و در روحیات زنده پیروانش دیده ام، تا آن جا که امکان دارد به شکلی مجسم کنم که مطابق با واقع باشد» سپس می گوید: «محمّد با اعتماد به نفس پرورش یافت. کارهای بزرگ و کوچک را با نیروی اندیشه خویش انجام می داد و در راه تلاش معاشْ با جهد و کوشش، عرق جبین می ریخت؛ زیرا او ثروتی نداشت که رنج کسب معاش را برطرف کند. سرمایه او هنگام جوانی اش صداقت، امانت، پاکی و خلوص او بود. این ها نیز به خدا سوگند، بهترین و گران بهاترین ثروت هاست».

فلسفه بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله

امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره فلسفه بعثت پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله چنین می فرمایند: «خدای سبحان، برای وفای به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوّت، حضرت محمّد را مبعوث کرد؛ پیامبری که از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوّت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود. در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون و روش های متفاوت بودند، عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه کرده و گروهی نام های ارزش مند خدا را انکار و به بت ها نسبت می دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می کردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمّد صلی الله علیه و آله از گمراهی نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید».

خاتمیت

بدون تردید، جامعیت و گستره ژرف و بی انتهای دینِ انسان ساز اسلام، امری مسلّم و غیرقابل انکار است؛ چرا که هم اکنون باگذشت چهارده قرن از ظهور آن، هم چنان زنده و حیات بخش است. امروز این باور در میان حقیقت جویان و حق مداران جهان پدیدآمده که مکتب شکوه مند اسلام، تواناییِ ماندن و اداره نظام زندگی انسان ها را تا همیشه روزگار دارد و از این روی، آمدن پیام آوری جدید، بی معنا است. در آیات و روایات نیز بر مسأله خاتمیت پیامبر صلی الله علیه و آله تأکید شده است. در این باره امام محمّد باقر علیه السلام می فرمایند: «خداوند تبارک و تعالی به کتاب تان [قرآن]، کتاب ها را و به پیامبرتان [محمّد]، پیامبران را خاتمه و پایان داد». امام رضا علیه السلام نیز در حدیثی گران قدر می فرمایند: «شریعت محمّد صلی الله علیه و آله تا روز قیامت منسوخ نخواهد شد و تا آن روز، هیچ پیامبری بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نخواهد آمد».

برترین معجزه

قرآن کریم، بزرگ ترین معجزه پیامبر مکرم اسلام است که کاوش پی گیر هزاران کاوشگر مسلمان و غیرمسلمان، در بیش از هزار سالْ هنوز رازهای ناشناخته اش را پایان نبرده و هزاران تفسیر، هنوز ژرفایش را نکاویده است.

برخی از دلایل برتری این اعجاز، بر سایر معجزات پیامبران را این گونه شمرده اند: اصولاً معجزات، به تنهایی برای اثبات نبوّت کافی نیست و بایست آورنده معجزه که دعوی پیامبری کرده نیز واجد شرایط آن باشد، در حالی که قرآن، به تنهایی برای اثبات نبوّت کافی است. بیش تر معجزات، مخصوص زمان آن معجزه و مشاهده کنندگان آن است، ولی قرآن برای همه زمان ها و همه مردمان تا روز واپسین، اعجازی ماندگار است. هم چنین بسیاری از معجزات، تنها از یک نظر بی همانند هستند، ولی اعجاز قرآن کریم از ابعاد گوناگون به اثبات رسیده و هر سوره، گاه هر آیه و حتی حروف مقطعه آن نیز معجزه ای بی نظیر است.

ظهور از حجاز، دلیل اعجاز

درباره بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ، گزینش حجازْ بیش از هر سرزمین دیگری می توانست نشان دهنده معجزه بودن این آیین باشد. اگر بعثت در سرزمینی با مواریث فرهنگی و تمدن کهن بشری رخ می داد، چه بسا در تحلیل آیندگان، آن گونه که باید به حقیقت راه نمی یافت و چه بسا گمانه های آینده، آن دین را نتیجه قهری چنان تمدنی می دانستند؛ پس باید سرزمینی انتخاب می شد که فاقد تمدنی کهن باشد. هم چنین بزرگ ترین دین و عظیم ترین روشنی، باید با عمیق ترین جاهلیت و تاریکی هم زمان باشد؛ آن تاریکی و جهل در جزیرة العرب شکل گرفته بود.

انگیزه های بعثت در کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله رهبر کبیر انقلاب، درباره انگیزه های بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرموده اند: «انگیزه بعثت، نزول وحی... و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصفّا بشوند، از این ظلماتی که در آن ها موجود است تا این که بعد از این که مصفّا شدند، ارواح و اذهان آن ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند. انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفّا کنیم... اگر این توفیق برای همگان حاصل شد، دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق».

برکات بعثت، در کلام رهبر انقلاب

مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای ـ دام ظله العالی ـ ، بعثت پیامبران را از حوادث بی نظیر عالم و دارای آثاری ماندگار برای حیات بشر برشمرده و می فرمایند: «هیچ حادثه ای از قبیل انقلاب های بزرگ، مرگ ها و حیات های ملّت ها، پدیدآمدن اشخاص بزرگ، از بین رفتن اشخاص بزرگ ظهور مکتب های گوناگون، اهمیتش برای بشریت به اندازه بعثت های انبیا نیست. هم چنان که امروز شما می بینید، ماندگارترین شکل های فکر و ذهن آحاد بشر، همان شکل هایی است که ادیان به آن ها داده اند و تا ابد هم همین طور خواهد بود. اگرچه امروز بسیاری از کسان در عالم هستند که مستقیما خود را در پرتو اشعه بعثت نبی اکرم قرار نداده اند، یعنی غیرمسلمان ها، اما همان ها هم از برکات این بعثت، تاکنون منتفع شده اند».

جلوه های ماندگار بعثت

اینک که هزار و چهارصد و اندی سال از بعثت آخرین سفیر الهی و برترین پیامبر هستی می گذرد، جهان تشنه حقیقت، همواره از زلال هدایت آن پیام آور نورسیراب گشته است و در پرتو تعالیم گران سنگ آن منجی بشر، زندگی سازترین فرهنگ ها را گسترده و انسان سازترین ارزش های اخلاقی را نهادینه کرده است. در طول این همه قرن، آیین آن رسول مکّی و پیامبر مدنی، همواره سدّ زمان ها را شکسته و پرده های کفر را کنار زده و دنیا را متحیّر جلوه های ماندگار شکوه مندی و عظمت خود کرده است.

/ 0 نظر / 10 بازدید