یا أبا الفضل : أبَى الفضلُ إلا أن تکون له أبا

اللّه اکبر!
این چه رحمتو چه محبت و دوستى است ! انسانیت با تمامى ارزشها و آرمانها در برابر چنینفـداکـارى و جـانبازى حضرت ، در راه امام حسین ( علیه السّلام ) سرفرود مى آورد وعظمت حضرت را پاس مى دارد.
آنـچـه مـوجـب عـظمت جانبازى ابوالفضل در راه امامحسین ( علیه السّلام ) و یارى اوست ، آن است که این جانبازى به انگیزه برادرى ،خویشى ، پیوند خونى و دیگر اعتبارات مرسوم میان مردم صورت نگرفت ، بلکه به انگیزهخدایى و با خلوص ‍ نیت ، در راه پروردگار بود. ایمان حقیقى با ذات حضرت ، عجین شدهبود و یکى از عناصر بارز ایشان به شمار مى رفت .
حضرت ، این نکته را هنگامى کهدست راستش (که منبع خیر و برکت بود) از تن جدا شد با خواندن این رجز بیان کرد : به خدا سوگند! اگر دست راستم را قطع کنید، من همچنان از دینمو امامِ درست باورم ، حمایت خواهم کرد))
رجـزهـا در آن زمان نمایانگراهداف ، اعتقادات و ارزشهایى بودند که رجز خوان به خاطر آنـهـا پـیـکـار مـى کـرد وشـهـید مى شد. رجز حضرت عباس ( علیه السّلام ) به صراحت و روشـنـى نـشـان مـى دهـدکـه ایـشـان بـراى دفـاع از دیـن و ارزشـهـاى اصـیـل اسـلامـى ـ که در حکومت سیاهامویان در معرض خطر قرار گرفته بود ـ و حمایت از امـام مـسـلمین ، ریحانه رسول خدا( صلّى اللّه علیه و آله ) امام حسین ( علیه السّلام ) اولین مـدافـع کـرامت انسانىمى جنگید. این عوامل ، حضرت را به جانبازى برانگیخت و نه عاملى دیـگـر. رمـزجـاودانـگـى و پـایـنـدگـى و عـظـمـت جـانـبـازى حـضـرت در طول قرنها و نسلها، همیناست
.
ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) در راه تحقق آرمانهاى والا که پدرآزادگان ، برادرش امام حسین ( علیه السّلام ) بانگ آنها را سر داده بود، شهید شد. از مهمترین خواسته هاى امام ، برپایى حکومت قرآن در شرق ، گسترش عدالت میان مردم وتوزیع بهره هاى زمین بر آنـان بـود؛ زیـرا نـعـمـتـهـاى الهـى بـه گـروهـى خـاصتـعـلّق نـدارد. ابوالفضل براى بازگرداندن آزادى و کرامت مسلمانان ، گسترش رحمتاسلامى میان مردم و نـعـمت بزرگ این دین که نابودى ظلم و ستم را هدف خود ساخته بودو ایجاد جامعه اى که در آن هرگز ترس و هراس جایى نداشته باشد، به شهادترسید.
ابـوالفـضـل ، مـشـعـل آزادى و کـرامت را برگرفت ، کاروانهاى شهیدان را بهعرصه هاى شرف و میدانهاى عزت ، راهبرى کرد و پیروزى را براى ملتهاى مسلمان که زیرچکمه هاى جور و ستم دست و پا مى زدند به ارمغان آورد.
ابـوالفـضـل بـراىحـاکـمـیت((کلمة اللّه))در زمین بهمیدانهاى جهاد شتافت ؛ همان کلمه و پیامى که راه زندگى کریمانه را به مردم نشان مىدهد.
پـدر آزادگـان ، امـام حـسـیـن ( عـلیـه السّلام ) قیام بزرگ خود را آغازکرد و با آن ، مفاهیم کـتـاب خـدا را روشن ساخت . قیام را عبرتى براى خردمندان کردو استحکامات ظلم و جور را درهم کوبید. امام قیام بى مانند و جهت دهنده خود را ـهمان طور که فرموده بود ـ کجروانه ، مـفـسـدانـه ، ظـالمـانـه و بـدون تـعـمـق ،آغـاز نکرده بود، بلکه مى خواست وضعیت تلخ و نـاگـوارى را کـه امـت در پـى حـکومتمنحرف اموى و مخالف تمام قوانین و سنتها، در آن مى زیـسـت ، تـغـیـیـر دهـد؛نـظـامـى کـه زنـدگـى مـردم را بـه جـهـنـّمـى تحمل ناپذیر مبدل کرده و شهرهاىمختلف اسلامى را دچار انواع ظلم و هراس ساخته بود.
در ایـن مـیـان ، شـهـرهـاىزیـر سـلطـه((زیـاد بن ابیه))والىمعاویه بر عراق و برادر نامشروعش ، شرایط سخت ترى داشتند. ((زیاد))آتش فتنه را برافروخته بود، میان مردم، بـرخـلاف حـکم خدا رفتار مى کرد، بى گناه را به جاى گناهکار و بازمانده را به جاىفـرارى ، مـجـازات مـى کـرد و بـا تـهـمـت و گـمـان ، افـراد را مـى کـشت . ((زیاد))در آغاز فـرمـانـرواییش موارد فوق رابه صراحت اعلام کرد و مو به مو آنها را به اجرا درآورده و بر زندگى مردم منطبق ساخت .
جـبـاران امـوى و طـاغـیـان سـرمـایـه دار قریش ـ که قصد از بین بردن تمامىدستاوردهاى اسلامى و مجد و عظمت امت را در سر داشتند ـ حکومت امت را به دست گرفته وسرنوشت آنان را رقـم مـى زدنـد؛ اعـتقادات ، زندگى فکرى و اجتماعى آنان در خطر بودو درآمدهاى کلان اقتصادى در جهان اسلام ، صرف شهوتهاى حُکّام مى شد.
نـوادهرسـول اکـرم ( صـلّى اللّه عـلیـه و آله ) و آرزوى اسـلام و اولیـن مـسـؤ ولنـگـهـبـان مسلمانان و حافظ زندگى اجتماعى آنان ، نمى توانست در برابر این افسارگسیختگى ساکت بنشیند، لذا پدر آزادگان براى رهایى مسلمانان و بازگرداندن زندگىانـسـانـى و کریمانه براى آنان بر امویان شورید؛ چقدر امام براى اسلام مفید بود وچه بسیار به مسلمانان لطف رساند!
حماسه کربلا از مهمترین حوادث جهانى ، بلکه ازمهمترین کوششهاى شگفت آورى است که در میدانهاى نبرد مسلحانه بر ضد ظلم و طغیانگرى ،به تمام اهداف خود دست یافته است . ایـن قـیـام ، مـسیر تاریخ ملتهاى اسلامى راتغییر داد و افقهاى روشن براى سرپیچى از ظالمان و طاغیان ، در برابر آنانگشود.
ایـن حـمـاسـه جـاودانـه ، عـواطف آزادگان را برانگیخت و آنان را براىآزادى جامعه از یوغ بندگى و خوارى و رهایى از حکومت نامشروع ، به عرصه نبرد مسلحانهکشاند.
سیدالشهداء ( علیه السّلام ) در قیام جاوید خود پیروز شد، اهداف وآرمانهاى حضرت نیز پـیـروز شـدنـد. پـس از آن ، الگـویـى بـراى جـنـگ ، جـاویدان ومقدس شد که در هر زمان ظالمان و طاغیان را مى راند و انقلابیون را با روح جانبازى وفداکارى ، مدد مى رساند.
از جـمـله مـهـمـترین پیروزیهاى درخشان نگهبان حرم درقیام خود، گرفتن مشروعیت از حکومت امـوى بـود، حـضـرت نـشـان داد که حکومت یزید درهیچ صورتى نماینده اسلام و مسلمانان نـیـسـت و مـورد رضـایـت امت نمى باشد، بلکهحکومتى دیکتاتورى است و پایه هاى آن بر((شمشیر

/ 0 نظر / 7 بازدید